۱۳۸۸ بهمن ۱, پنجشنبه

وطن یعنی ...



وطن يعني دويدن در پي نان
وطن يعني کمک کردن به لبنان

وطن يعني عرب را چاق کردن
معلم هاي خود را داغ کردن

وطن يعني خريد تايد و شامپو
وطن يعني رئيس جمهور هالو


وطن يعني صف نان و صف شير
وطن يعني همش درگير درگير


وطن يعني همين بنزين، همين نفت
همين نفتي که توي سفره ها رفت


وطن يعني که اصلاحات چيني
وطن يعني که روي خوش نبيني


وطن يعني همين آيينه دق
وطن يعني خلايق هر چه لايق

این جا، نوشیروان ندارد



دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد
بابا ستاره ای در، هفت آسمان ندارد


کارون ز چشمه خشکید، البرز لب فرو بست
حتا دل دماوند، آتش فشان ندارد


دیو سیاه دربند، آسان رهید و بگریخت
رستم در این هیاهو، گرز گران ندارد


روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید
زیرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد


بر نام پارس دریا، نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما، تیر و کمان ندارد


دریای مازنی ها، بر کام دیگران شد
نادر ز خاک برخیز، میهن جوان ندارد


دارا کجای کاری، دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسند: دارا جهان ندارد


آییم به دادخواهی، فریادمان بلند است
اما چه سود، این جا، نوشیروان ندارد


کو آن حکیم توسی، شهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما، دیگر بیان ندارد


هرگز نخواب کوروش، ای مهر آریایی
بی نام تو، وطن نیز، نام و نشان ندارد

گرفتند و گرفتند و گرفتند ...


از سیمین بهبهانی



قلم چرخید و فرمان را گرفتند
ورق برگشت و ایران را گرفتند


به تیتر «شاه رفت ِ» اطلاعات
توجه کرده، کیهان را گرفتند


چپ و مذهب گره خوردند و شیخان
شبانه جای شاهان را گرفتند


همه از حجره‌ها بیرون خزیدند
به سرعت سقف و ایوان را گرفتند


گرفتند و گرفتن کارشان شد
هر آنچه خواستند، آن را گرفتند


به هر انگیزه و با هر بهانه
مسلمان، نامسلمان را گرفتند


به جرم بدحجابی، بد لباسی
زنان را نیز، مردان را گرفتند


سراغ سفره ها، نفتی نیامد
ولیکن در عوض نان را گرفتند


یکی نان خواست بردندش به زندان
از آن بیچاره دندان را گرفتند


یکی آفتابه دزدی گشت افشاء
به دست آفتابه داشت آن را گرفتند


یکی خان بود از حیث چپاول
دوتا مستخدم خان را گرفتند


فلان ملا مخالف داشت بسیار
مخالف های ایشان را گرفتند


بده مژده به دزدان خزانه
که شاکی ‌های آنان را گرفتند


چو شد در آستان قدس دزدی
گداهای خراسان را گرفتند


به جرم اختلاس شرکت نفت
برادرهای دربان را گرفتند


نمی خواهند چون خر را بگیرند
محبت کرده پالان را گرفتند


غذا را آشپز چون شور می کرد
سر سفره نمکدان را گرفتند


چو آمد سقف مهمان خانه پایین
به حکم شرع مهمان را گرفتند


به قم از روی توضیح‌ المسائل
همه اغلاط قرآن را گرفتند


به جرم ارتداد از دین اسلام
دوباره شیخ صنعان را گرفتند


به این گله دو تا گرگ خودی زد
خدایی شد که چوپان را گرفتند


به ما درد و مرض دادند بسیار
دلیلش این که درمان را گرفتند


همه این ‌ها جهنم، این خلایق
ز مردم دین و ایمان را گرفتند

۱۳۸۸ دی ۲۹, سه‌شنبه

سرکوب، ترور، و کشتار مردم توسط گروهک لبنانی


پیش از این اخباری مبنی بر حضور نیروهای لبنانی (به طور مشخص نیروهای حزب الله لبنان) در حوادث پس از انتخابات و عملیات های ویژه ی این ایام ِ لباس شخصی ها منتشر شده بود.

حتی BBC گزارش داد در برخی فیلم ها در یوتیوب، لباس شخصی ها به عربی با یکدیگر سخن می گویند.

این اخبار گزارش می داد که گروهی لبنانی به سرکردگی «حسین منیف اشمر» در تهران در عملیات های مختلف لباس شخصی ها حضور پر رنگ دارند. «حسین منیف اشمر»، برادر شهید «علی منیف اشمر» مبارز لبنانی حزب الله است که در یک عملیات استشهادی کشته شده است. مطمئنا تصاویر بزرگ این شهید لبنانی را در نقاط مختلف تهران که روی دیوارها نقاشی شده یا روی بیلبوردها نصب شده دیده اید.

اما آن چه این جریان را بسیار مهم تر کرد، حضور یکی از اعضای این گروهک لبنانی در عکسی بود که خبرگزاری فارس از صحنه ی شهادت «دکتر مسعود علی محمدی» استاد سبز دانشگاه تهران منتشر کرد. در این تصویر «ابوناصر» از اعضای گروه «حسین منیف اشمر» به وضوح دیده می شود.

به تصاویر زیر دقت کنید:


 














منابع سبز هویت این افراد را این گونه شناسایی کرده اند:

سه نفر سمت راست از اعضای سرشناس حزب الله لبنان به نام های «حسین منیف اشمر»، «ابوناصر» و «نواف نصار» مشهور به «ابو محمد». فرد چهارم ایرانی و نامش «کریم بوغانی» است؛ اهل آمل و بزرگ شده ی روستای دینان. وی عضو نیروی قدس سپاه پاسداران (نیروی مخصوص سپاه برای ارتباط با گروه های خارجی طرفدار جمهوری اسلامی و تقویت آن ها) است و در یگان 9000 نیروی قدس فعالیت می کند. وی همواره در کنار این سه لبنانی است. محل خدمت نامبرده یعنی یگان نه هزار نیروی قدس، مسئولیت واکنش سریع و ضد خرابکاری در امنیت داخلی را دارد. ستاد این یگان در محل زیر قرار دارد:

تهران؛ خیابان ولیعصر؛ نبش ساختمان ایرنا؛ کوچه ی مجلسی؛ شماره ی 8؛ با تابلوی: «موسسه فرهنگی همت»

























و اکنون ...




انفجار در دی ماه ۱۳۸۸ در قیطریه ی تهران رخ داد


برگردید و یک بار دیگر تصاویر را مرور کنید، شباهت برادران منیف اشمر را مشاهده کنید، اعضای گروه او را بشناسید و ناظر حضور مکرر آن ها در سرکوب ها باشید.

چه کسی استاد علی‌محمدی را به شهادت رساند؟

شما چه فکر می کنید؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!


اگر مایل به دیدن عکس ها با اندازه ی واقعی و بزرگ تر هستید ویا مایلید از عکس ها در وبلاگ یا فروم یا ایمیل خود استفاده کنید، بر روی تیتر زیر هر عکس کلیک کنید تا عکس با اندازه ی واقعی و نیز آدرس و مشخصات عکس برای لینک دادن را مشاهده کنید.